تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


                                                                     چشم انتظار...




    در ذهن آشفته ام مست٬

    به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم
    راستی برایت بگویم
    از وقتی که رفتی چشمهایم
    همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند
    یادت هست وقتی که خیس می شدند...
    با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند٬ من که خوب یادم هست
    دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم
    گفتم شاید تو٬ نمی دانم کجا٬ پشت پنجره باشی
    تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم
    مثل همیشه که دلتنگت می شدم
    تا صبح نشستم
    اما نیامدی....


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 5 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر